برای او که تنهایم گذاشت
چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
مي خواهم عشق بماند و اشك بماند و لبخندي كه هديه ي لبهاي توست مي خواهم تو باشي و من باشم و زندگي و سيارگان سرشاري از انعكاس ما عشق تو برايم زيباتر از هر زيبايي و با شكوه تر از هر منظره اي ميباشد تو دنياي ناشناخته اي هستي كه فقط من آن را كشف كردم به اندازه همه ي دنيا دوستت دارم و به اندازه ي همه ي پرستشگاه ها مي پرستمت و به اندازه ي تمام ستايشگران ستايشت مي كنم اگر در راه عشق تو وجودم را به هزاران تكه قسمت كنند هر تكه آن با صداي بلند فرياد ميزند تو را دوست دارم اي عشق من دوستت دارم نگاهم تا ابد تا لحظه روئيدن مطلق به دنبال نگاه تو خواهد بود فرشیدم.. عزیزم ..جانم.. عشق من..تا بی نهایت عشق دوستت دارم

دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست... آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی نهاد...! تانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس می کنم...
چشم هایم دیگر از آن من نیستند... هیچ نمی خواهند... جز تو! هیچ نمی بینند... جز تو!
دست هایم... به امید نوازش پلک هایت با من همراهند...!
و پاهایم... نمی دانم مرا به کجا می برند... شب هنگام در جستجوی تو، مرا به دل سیاهی می کشانند...!
بند بند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی.....!
| Design By : Night Skin |


