تبليغاتX
برای او که تنهایم گذاشت - تقدیم به کسی که هیچوقت نفهمید چقدردوسش دارم


برای او که تنهایم گذاشت

چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری


دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست... آن روز که صدایت در وجودم طنین انداز شد، شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی نهاد...!     تانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق، خود را در پستوی زمان تنها حس می کنم...
چشم هایم دیگر از آن من نیستند... هیچ نمی خواهند... جز تو!   هیچ نمی بینند... جز تو!
دست هایم... به امید نوازش پلک هایت با من همراهند...!
و پاهایم... نمی دانم مرا به کجا می برند... شب هنگام در جستجوی تو، مرا به دل سیاهی می کشانند...!
بند بند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی.....!

فرشیدم.. عزیزم ..جانم.. عشق من..تا بی نهایت عشق دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:4 توسط یه قطره بارون | |


Design By : Night Skin