تبليغاتX
برای او که تنهایم گذاشت - عشق آسمونی من


برای او که تنهایم گذاشت

چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری

 

زيبايي دنيا را تنها آن لحظه كه به چشمان تو نگريستم دريافتم


و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد


اگر عمر من تنها يك شب باشد آرزو دارم همان يك شب را با تو بگذرانم


چراكه محبوبم اين دتيا تنها هنگامي زيباست كه در كنارتو باشم..

 ....اي کاش قطره هاي اشک بودم که از چشمان

زيبايت متولد مي شدم وبر روي گونه هايت

زندگي مي کردم وبر روي لبانت جان مي سپردم

تا آنگاه مي فهميدي چقدر دوستت دارم


عشق من تمناي زندگي با تورا دردل دارم


ودوست دارم هر شب در عشق تو صبح گردد

 


من دلبسته عشق تو شدم وديدي كه به عشقت پاسخ دادم


تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم


پس با قلبم تورا صدا ميزنم

 

دلم تنگ است برای در کنارت بودن...دلم تنگ است برای خیره شدن

در چشمانت...نازنینم نمی دانی که شبها

 به یاد روزی که در کنار هم بودیم و دستان مهربانت در دستانم بود

اشک می ریزم...نمی دانی که دیدارت در

 وجودم آتش عشق را بیش از پیش برانگیخته است...نمی دانی که

چندین برابر از قبل به قلب مهربان و  

عاشقت وابسته شده ام...هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ

 صدای نازت در گوشم زمزمه می  

کند...تو را دیدم و به محبتت آمیخته شدم...ای پاکترین احساس ... به

 یادت آنقدر اشک خواهم ریخت تا دوباره 

 ببینمت و اینبار تورا در آغوش گیرم و دستان گرمت را لمس کنم و

 بفشارم...و تو با همان دستان مهربانت  

صورت مرا نوازش دهی...نمی دانی که چقدر دلتنگم...دوستت دارم به

 اندازه تمام شنهای ساحل جزیره ی

 عشقمان و به اندازه ی تمام ستاره های آسمان و تمام عاشقان

 عالم........

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 9:52 توسط یه قطره بارون | |


Design By : Night Skin